من با پدر و مادرم رفتیم مسافرت. خراسان شمالی، بجنورد. نزدیک بجنورد روستایی به نام مهنان است. خیلی زیبا است. درختان سرسبز دارد. چشمه دارد با ماهی. رودخانه دارد. درخت گردو دارد. عموعلی برای ما کباب درست کرد. من و پسرعمویم محمدصادق خیلی آب بازی کردیم.
داستانهای کودکانه...
ما را در سایت داستانهای کودکانه دنبال میکنید
برچسب: likhkar tera naam zameen,likhe jo khat tujhe, نویسنده: بازدید: 225 تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 7:44